جناب موسوی! بازم نگفتی
چرا از حیله دستت را نشستی
به پیش شیر محمود موش گشتی
بگفتی چیز و چون خرگوش جستی
چو دیدی نیست محمود پای این میز
بگفتی با ادب هستی و تمیز
تو را لایق نباشد پست و قدرت
نکن چیز چیز زبانت هست لکنت
کنی فحاشی و تخریب و تشویش
زیاد هست حامیت؛ در قشم و در کیش!
بگفت آن حامیت تحقیر گشته
که محمود عاشق محروم گشته
کجا بودی در این بیست سال و اندی
دو روزه گشتی با مردم افندی
چنان دم می زدی با کروب گویی
گواهی شد که تو یک قصه گویی
تو احساس خطر کردی دریغا
برای ایل و طیف هاشمی ها
نگو مردم نوازی ساده هستی
برای ساختن آماده هستی!
تو هستی طوطی یک حزب و جریان
شدی همسو با دشمن ایران
شاعر: صاحب وبلاگ برای عدالت
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 9:8  توسط .....
|
چو از از تسلیم و سازش حرف گفتی
همان اول بفهمیدم که سستی
ندانستی جواب آن سوالات
بگفتی خاطره ها و خیالات
چو آمد مدرک همسر به میدان
بماندی عاجز و مدهوش و حیران
سخن از عزت کشور براندی
ولی برنامه ای را تو نخواندی
سوال آمد که آن مادر معتاد
چگونه نام او بازیگر افتاد
بگفتی با ادب هستی عزیزی
ولی تبلغ توست قانون گریزی
بگفتی هاشمی با من نباشد
پس آن حامی مالیت که باشد؟
نشستی با رضایی پای یک میز
بگفتی با ادب هستی و تمیز
نداری ناخنی، دستت بشستی
ولی برنامه ای بازم نگفتی
ولی محمود ما مردم تبار است
وجودش ساده و عزت مدار است
شکسته قدرت آن فاسدان را
بلرزانده وجود خائنان را
شاعر: صاحب وبلاگ برای عدالت
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 9:5  توسط .....
|
هر روز که می گذره چیزای تازه ای می شنویم. ولی خوب یه سوالی برام پیش اومده که می خوام از اقای موسوی بپرسم. آقای موسوی تکلیف دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته فیزیک هسته ای بعد از انتخاب شما چیه؟ چی به سرشون میاد؟ چه کاری می خواید بهشون بدید بعد اینکه تاسیسات هسته ای رو پلمپ کردید؟ آیا به فکر اونا هستید؟ اونا باید کجا کار کنن؟. اگه میشه به این سوال جواب بدید.نکنه می خواید در سفارت اسرائیل در ایران بهشون کاربدید!؟
دوستدار شما : یک دانشجوی رشته فیزیک هسته ای( البته به رنگ کیک سبز نه زرد)
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 11:13  توسط .....
|
چندی هست که شکل جدیدی از قرآن به نیزه کردن در کشورمان اتفاق افتاده است.این بار به جای قرآن ارزشی به رنگ سبز بر روی نیزه ها رفته است.
بدینوسیله جنبش صیانت از حقیقت سبز موجودیت خود را اعلام می کند.این جنبش هیچگونه محدودیت زمانی و جغرافیایی ندارد.هدف این جنبش اساسا نرم افزاری صیانت از ارزشی به رنگ سبز است که چندیست بازیچه گروهی سیاسی شده و به حریم آن بی احترامی شده است.هر کس طالب حقیقت سبز است می تواند بدون محدودیت و فقط با یک یا زهرا عضو این جنبش شده و و ظیفه شرعی خود را انجام دهد.
بعد از عضویت تمام پیامک های خود را با نام این جنبش بفرستید .
شعار ما :
قیام سبز برای صیانت از حقیقت سبز
+ نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 9:38  توسط .....
|
امورز سالروز شهادت حضرت زهرا هست. شهر پر از هیئت های عزاداری بود.همه به نوعی ارادتشون رو نسبت به خانم نشون می دادن.اما از دید سیاسی که نگاه کنیم برداشت های جالبی می شه از این ارادت ها کرد.دو گروه بودن که هر یک به نوعی ارادتشون رو نشان می دادند.۱- اونایی که از اول عمرشون تا حالا پرچم سبز یا حسین دستشونه ۲- اونایی که وقتی گروه اول رو پرچم به دست می دیدن می گفتن اینا چین؟ یکمی روشنفکر باشید و اینهمه غم و غصه رو به ملت تلقین نکنید. ولی خوب این گروه الان توبه کردن و فهمیدن که با این پرچم سبز خیلی کارا میشه کرد حتی میشه رئیس جمهور انتخاب کرد.( چه جالب) البته اینا یادشون رفته که رنگ موهاشون رو هم رنگ پرچم سبز کنن.

حتما دستور این بوده. خوب بگذریم . از شهر می گفتم. هیئت های زیادی اومده بودن. ولی اکثر قریب به اتفاق شون وقتی به جلوی ستاد دکتر احمدی نژاد رسیدن . ایستادن و دعا کردن . بعضیا شون هم از اتفاق هایی که در مراسمات مختلف آقای موسوی افتاده و داره می افته و به ائمه توهین میشه انتقاد کردن . حالا چرا نمی دونم. البته نمی خوام دسته بندی کنم ولی میشه این برداشت رو کرد که مذهبیا به ایکس رای می دن و یکم مذهبیا!! به یه ایکس دیگه !. حالا تفسیرش بمونه برا صاحب نظرها که چرا؟ به نظرم این تقسیم بندیه معقولانه ای هست. در ضمن در خاتمه از ائمه معصومین هم عذر می خوام که در زمانی و در کشوری زندگی می کنیم که مردمش شیعه هستن و دارن از نامشون سو استفاده می کنن.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 12:36  توسط .....
|
مثل هر روز از جلوی ستاد مهندس رد شدم.خیلی شلوغ بود.نمی دونم چی شده بود؟ مثل اینکه اتفاقی افتاده بود . جلوتر که رفتم ، چنان صدای انفجاری اومد که کم مونده بود سکته کنم. مردم هم به هوای این صدا اومده بودند.بله ؛ این صدای مهیب انفجار ناشی از فعالیت تخریبچی های نخست وزیر جنگ آقای موسوی بود. البته باید ازشون تشکر کرد که این تخریب ها هیچگونه دود و ترکشی ندارن و معلومه که دوره خیلی خوبی دیدن .البته نمی دونم کدوم کشور خارجی رفتن دوره دیدن.بماند. یکم جلوتر که رفتم چند تا نوشته بود که خیلی جالب و عجیب بود:
رای به موسوی رای به نجات ملت ایران از استبداد!!!
آقای احمدی نژاد ! این همه مدت به فکر کوبا و ونزوئلا و ... بودی، این بیست روز را به فکر مردم هستی!
خرداد ماه حماسه است، بیایید حماسه ای دیگر بپا کنیم.
سهام عدالت یا سهام خرید رای!!!
و هزاران نوشته و تخریب دیگه، بدون اینکه برنامه و راهکاری وجود داشته باشه.
می خوام کوتاه به همه نوشته هایی که به عنوان تبلیغ در ستاد آقای موسوی بود و در بالا با رنگ قرمز تایپ شده اند را، جواب بدم. ۱-اگر استبدادی وجود داشت جنابعالیان! چنین راحت به شخصی که الان رئیس جمهور رسمیه کشوره هتاکی نمی کردید.۲-آقای احمدی نژاد آمریکای جنوبی را پایگاهی برای ایران کرده، اینو همه می دونن.خوب؛ حالا شما آقای موسوی، این بیست سال را کجا بودید که الان شدید منجی آزادی ملت از استبداد ؟!؟!؟! ۳-خرداد ، ماه حماسه هست ولی کدوم حماسه. آزادسازی خرمشهر یا فاجعه و افتضاح کوی دانشگاه که نقشه مسقیم سیا برای براندازی حکومت بود؟روشن کنید شما کدوم یکی رو افتخار و حماسه می دونید؟؟؟ البته روشنه کدوم یکی۴-سهام عدالت حقی هست که شما سالها به قشر ضعیف پرداخت نکردید،البته از بیت المال برداشتید ولی خوب به مستحقش ندادید ،دادید به امثال شهرام خان جزایری . الان مگه شما برا خریدن رای کم پول خرج می کنید شما از بعضیا که اسمشون رو نمی برم( بنویسید داخلی ها بخوانید خارجی ها)می گیرید میدید به میتینگ ها و تخریب چی هاتون.حتی اگه تمام پول سهام عدالت رو که الان به نیازمندان کمیته امداد داده میشه رو جمع بزنیم بازم به اندازه پولی نمیشه که شماها برا پوسترهای صدرنگ و فریبندتون دادید!!!!
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 9:44  توسط .....
|
امروز دیگه تحملم تموم شد. وقتی از جلوی ستاد انتخاباتی آقای موسوی رد شدم ، دلم برا امام سوخت که یه همچین مریدی براش پیدا شده ! ببخشید ولی باید خجالت کشید. اصلا از همه چی بگذریم ناجوانمردیه به خدا . از بین ده ها پوستری که در ستاد آقای موسوی بود ؛ نود درصدش فقط تخریب بود .حرفایی که نوشته بودن چاره ای جز شاخ در آوردن برای مخاطب نمی ذاشت. اول می خوام حرفای دوران نخست وزیری آقای موسوی رو که از یکی از سایتها ورداشتم ، بخونید :
میرحسین موسوی،وزیر امورخارجه(60/6/1):
« حق وتو با اصول مکتبی ما متناقض است،وی همچنین درباره اهداف سیاست خارجی دو هدف را نام می برد:1- پیام انقلاب اسلامی ایران را به جهان برسانیم2- بتوانیم با امکانات و اهرم هایی که در دست داریم از انقلاب اسلامی ایران در سراسر جهان دفاع کنیم...طبیعتا با تمام سلطه گران مخالفیم،با تمام زورگویان مخالفیم، با صهیونیسم مخالفیم و...»
میرحسین موسوی،وزیر امورخارجه(60/6/28):
«امپریالیسم آمریکا از این که ایران بتواند یک سیاست خارجی فعال پیدا کند،همیشه وحشت داشته است»
میرحسین موسوی ،نخست وزیر ایران(61/2/6):
«ما هر چه از قدرت های بزرگ متمایز بشویم و روابط اقتصادی و تجاری خودمان را با کشورهای جهان سوم برقرار کنیم هم به نفع کشورهاست و هم به نفع کشور ما و هم کمک می کند که ما هر چه سریعتر با ابرقدرت ها از نظر اقتصادی قطع وابستگی کنیم»
میرحسین موسوی ،نخست وزیر ایران(64/5/7):
«زنده نگه داشتن روحیه مقاومت علیه استکبار جهانی و صهیونیسم جزء لاینفک انقلاب اسلامی ما می باشد و اگر این رمز را ازدست بدهیم انقلاب فرو میریزد.»
میرحسین موسوی ،نخست وزیر ایران(64/7/11):
ایشان با ابراز تاسف از وقایع اخیر طرابلس ابراز داشت:«برای مسلمانان چاره ای جز نابودی این غده سرطانی(اسرائیل) وجود ندارد...»
اینا حرفای آقای موسوی هستن. من فک می کنم ایشون بازیچه دست یه گروه خطرناک شده. حالا باورش با خودتون ولی اگه یکم دیگه بخوایم سخت بگیریم من دستای اطرافیان آقای موسوی رو در دستان آمریکایی ها می بینم.چرا؟چونکه ایشون شده طوطی سخن گوی اونا. هر تهمتی که یه روزی اونا به دولت و نظام می زدن، الان با یه لحن دیگه مهندس موسوی داره تکرار می کنه.برید تحقیق کنید.
آقای موسوی به جای اینکه تخریب کنید مثل یه مرد بیاید و برنامه هاتون رو بگید وگرنه تخریب کار خیلی سختیم نیست.البت می دونم که صدای من یا هر چند هزار نفر هم محاله به گوشتون برسه. بگید می خواید چیکار کنید. بگید که می دونید مشکل ما اقتصاده نه واژه هایی مثل رهایی از استبداد و آزادی بیان و انحصار طلبی و اینجور واژه ها.
این عکسی که مشاهده می فرمایید از ستاد مهندس گرفته شده. مهندس دست بردار خودت رو تبلیغ کن کو برنامه اقتصادیت.

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 13:28  توسط .....
|
نمی دونم چرا وقتی سریال جومونگ رو می بینم ، یه هویی یاد دعواهای جناح های ایرانی می افتم.وقتی تسو رو نشون می ده دلم می خواد برم و خودم بکشمش!حالا چراتسو خان بده؟
می گم.وطن فروشه آقا.می گن هان دشمن خونی بویو هست.این از این.حالا هر کی می خواد بگه هان بده متهم به جنگ طلبی می شه .برعکسش هم هست ، هر کی می خواد با هان دوست بشه می گن صلح طلبه! و به قول امروزیا روشن فکره .
الان بیایم به ایران. بی شک آمریکا دشمن خونی ماست.نگید نه که بی انصافیه.از جنگ تحمیلی گرفته تا کودتای ۱۵ خرداد؛ از جاسوسی گرفته تا هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری اونم رو خلیج فارس! این یک نشان از دشمنیاش.بقیشم که خودشون و خودتون می دونید.
پس جناب تسوی ایرانی اینقدر نگو آمریکا داداش ماست و ما باید باهاشون داداش بشیم.اینقدر نگو ما تنش زایی می کنیم و اونا تنش زدایی.اه اه . ادای روشن فکرا رو در نیار.چرا می ری تو سنای اونا علیه خودمون حرف می زنی ، بعدش هم انتظار داری بهت بگیم جومونگ.تو از تسو هم بدتری.آقای ایکس نامزد که همه اونایی که یه روزی اسناد هسته ای رو فروختن، الان دارن ازت حمایت می کنن.از شما بعیده که به خاطر پست ریاست جمهوری با اونا دست دوستی بدی و چرا باید اونا منتظ باشن که تو پیروز بشی و خوشحال بشن. به این می گن تسوی ایرانی.مواظب باش.
+ نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 20:20  توسط .....
|
من تا حالا این نام قرارداد سعد آباد رو نخنوده بودم ولی خوب این روزا زیاد می شنوم.ببینید
آقای احمدی نژاد چی گفتن :
قرار داد سعدآباد ننگین و یکطرفه بود
رئیسجمهور در بیان مصادیق ضعف های سیاست خارجی دولت گذشته، خاطرنشان کرد: در آن زمان یکی از نمادهای وادادگی مسئله هستهای بود. موضوع هستهای ایران فقط یک مسئله تکنولوژیک و فنآوری نبود بلکه در آن بحث استقلال و عظمت ایران مطرح بود اما آنها به بهانه تنشزدایی قدم به قدم عقبنشینی کردند تا جایی که دشمنان گستاخانه فهرست توقعات خود را بیشتر میکردند. در سعد آباد قراردادی ننگین و یکطرفه را تحمیل کردند و گفتند همه فعالیتهای هستهای و حتی آزمایشگاهها و رشتههای دانشگاهی باید تعطیل شود و جلوتر از آن آقای بلر در مصاحبهای گفت ما میوه عراق را در سعد آباد به دست آوردیم.
خوب ، این یه طرف قضیه بود.
الان اون طرفیا می گن چرا ملوانای انگلیسی رو آزاد کردید؟نمی دونم الان آزادی خوبه یا بد.نمی دونم الان باید از قاجار یاد کرد یا نه.نمی دونم.تاریخ باید تصمیم بگیره.حالا این تمام ماجرا نیست. اگه می خواید خوب ببینید برید جلوی دفتر های انتخاباتی نامزدها.همه چیز واضحه.
+ نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 20:9  توسط .....
|